تبليغاتX
ققنوس
بررسی اصلاحیه قانون کار در دولت نهم شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 13:42;

پس از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری، در تیرماه 138۵، جهرمی وزیر کار با داعیه بهبود وضع کارگران قرار موقت و ساماندهی به این قراردادهای ناعادلانه، پیش نویس قانون کار را مطرح کرد.

در حال حاضر این مسئله در کمیسیون اجتماعی دولت در حال بررسی است و پیش‌نویس اصلاح قانون کار توسط وزارت کار و امور اجتماعی تهیه شد که شامل الحاق دو تبصره به ماده (7)، یک بند به ماده 21، اصلاح ماده 27 و تبصره های آن، تبصره ماده 30 الحاق بندهای 3 و 4 به ماده 41 و الحاق ماده 119 مکرر، حذف تبصره 4 ماده 131 و الحاق یک تبصره به ماده 191 می‌شود.

ذیلاً به بررسی مهمترین موارد تغییر در پیش‌نویس اصلاحی قانون کار، یعنی مواد 7، 21 و 27 می‌پردازیم. تغییراتی که وزارت کار به اعمال آن افتخار می‌کند!

ماده 7

ماده 7 قانون کار فعلی به تعریف قرارداد کار می‌پردازد. در واقع منشأ قراردادهای موقت در مناسبات جدید کارگری و کارفرمایی تبصره دوم این ماده از قانون کار است که براساس تفسیری عجیب در سال‌های ابتدایی دهه 70 به این نوع قراردادهای مجهول و بی‌اساس جنبه قانونی داد. تبصره دوم ماده هفت قانون کار می‌گوید: "در کارهایی که طبیعت آنها جنبه مسمتر دارد، در صورتی که مدتی در قرارداد ذکر نشود، قرارداد دائمی تلقی می‌شود."

پس از گذشت چند سال از اجرای این قانون، کانون کارفرمایان از وزیر کار وقت در خصوص این تبصره، تفسیری به این مضمون خواست. "در کارهایی که طبیعت آنها جنبه مسمتر دارد، در صورتی که مدتی در قرارداد ذکر شود، قرارداد دائمی تلقی نمی‌شود" و پاسخ وزارت کار به این تفسیر عجیب که هیچ محل قانونی ندارد، مثبت بود. برمبنای این تغییر، جمعیت غالب کارگران از حالت دائم به موقت تبدیل شد و امنیت شغلی آنان از میان رفت. در کنار این موضوع، کارگران قرارداد موقت از بخش عمده موارد حمایتی قانون کار محروم شدند.

دامنه این نوع غریب از قراردادهای کاری از اوایل دهه 70 تا امروز چنان گسترش یافت که این روزها بیش از 85 درصد از کارگران کشور را کارگرانی تشکیل می‌دهند که در پایان یک سال، شش ماه، سه ماه و حتی یک ماه اخراج شده تلقی می‌شوند و چنانچه کارفرما مایل به کار کردن با آنها باشد، باید از آغاز قراردادی دیگر منعقد کنند. حال پس از آشکار شدن جنبه‌های مختلف قراردادهای موقت و شکایت گسترده جامعه کارگری به از میان رفتن امنیت شغلی، دولت پیش‌نویس اصلاحیه‌اش بر قانون کار را در جهت بهبود شرایط این نوع قراردادها تبلیغ می‌کند، اما آنچه از متن پیش‌نویس دولت به چشم می‌آید، خلاف این را ثابت می‌کند. دولت پیشنهاد کرده است که علاوه بر دو تبصره موجود در ماده هفت قانون کار، تبصره‌های سوم و چهارمی هم به این ماده افزوده شود. به این ترتیب در تبصره 3، قراردادهای بیش از 30 روز باید به صورت کتبی و در فرم مخصوص که توسط وزارت کار و امور اجتماعی در چهارچوب قوانین و مقررات تهیه شده در اختیار طرفین قرار می‌گیرد، باشد. در حقیقت دولت با افزودن تبصره سوم به ماده 27 قصد دارد از پدید آمدن قراردادهای سفید امضا جلوگیری کند. غافل از اینکه هم اکنون نیز شکل قرارداد در صورت قانونی بودن، مشکلی ایجاد نمی‌کند. بلکه عدم نظارت بازرس‌های کار ( وزارت کار) سبب پدید آمدن قراردادهای سفید امضا می‌شود. پس چنانچه تبصره سوم افزوده شود و فرم قراردادهای کتبی، از جانب وزارت کار ارسال شود، باز هم بدون نظارت مستمر بازرس‌های کار شاهد وجود قراردادهای سفید امضا خواهیم بود.

نکته دیگری که در این تبصره پیشنهادی به چشم می‌خورد، تناقض آشکار تبصره، اصل ماده 7 قانون کار است. در مطلع ماده 7 آمده است: "قرارداد کتبی یا شفاهی که..." پس توافق شفاهی هم نوعی قرارداد محسوب می‌شود. حال چطور وزارت کار در تبصره این ماده قصد دارد بر تمامی قراردادهای بیش از 30 روز، فرم مخصوص توزیع کند، موضوعی پیچیده و نامفهوم است.

ماده 21

این ماده نیز یکی از موادی است که دولت در پیش‌نویس اصلاحی‌اش به آن پرداخته است. این ماده از قانون کار فعلی شرایط روشنی برای خاتمه قرارداد کارگر پیش‌بینی کرده است. به این ترتیب که در صورت پدید آمدن شرایط زیر، قرارداد کار خاتمه یافته تلقی می‌شود.

الف- فوت کارگر

ب- بازنشستگی کارگر

ج- از کار افتادگی کارگر

د- انقضای مدت در قراردادهای کار با مدت موقت و عدم تجدید صریح یا ضمنی آن

ه- پایان کار در قراردادهایی که مربوط به کار معین است

و – استعفای کارگر

حال وزارت کار با افزودن دو بند به ماده 21 قانون کار، این قانون را در خصوص خاتمه قرارداد (به تبع آن اخراج کارگر) از صراحت انداخته و با ایجاد قابلیت تسخیرپذیری به نفع کارفرما، شکلی گنگ و مبهم به آن داده است. وزارت کار قصد دارد با افزودن بند "ز" به ماده 21 زمینه اخراج کارگر را در صورت "کاهش تولید و تغییرات ساختاری..." فراهم کند. نفس وجود واژه‌هایی چون "کاهش تولید" و "تغییرات ساختاری" به دلیل تفسیرپذیر بودن به مطلوب کارفرما، اساساً هر نوع محدودیتی را در راه اخراج بی‌دلیل کارگر از میان برمی‌دارد و امنیت شغلی کارگر را حتی در مدت محدود مخدوش می‌سازد.

ماده 27

اصلاح ماده 27 قانون کار از سؤال برانگیزترین پیشنهادات دولت در این اصلاحیه است. بطوری که کارشناسان مستقل کارگری اعتقاد دارند، دولت به قصد تسهیل اخراج کارگران قصد ایجاد این تغییرات را دارد و موضوع ساماندهی به قراردادهای موقت صرفاً به قصد تبلیغ مطرح شده است.

در ماده 27 فعلی آمده است: "هرگاه کارگر در انجام وظایف محوله قصور ورزد یا آیین‌نامه‌های انضباطی کارگاه را پس از تذکر رسمی نقض کند، کارفرما حق دارد در صورت اعلام نظر مثبت شورای اسلامی کار، قرارداد را فسخ کند. "به این ترتیب قانونگذار در متن قانون تنها سد اخراج بی‌دلیل و بی‌نطق کارگران را "اعلام نظر شورای اسلامی کار" پیش‌بينی کرده است تا مانع برخورد ابزارگونه با نیروی کار انسانی شود، اما وزارت کار در پیش‌نویس اصلاحیه قانون کار، این یگانه مانع را هم به هم زده است تا کارفرما تنها با صلاحدید شخصی، اقدام به اخراج کارگر کند. وزارت کار قصد دارد ماده 27 را این چنین تغییر دهد؛ "هرگاه کارگر در انجام وظایف محوله قصور ورزد یا آیین‌نامه‌های انضباطی کارگاه را نقض کند، کارفرما می‌تواند پس از ابلاغ حداقل دو بار تذکر کتبی، ضمن اطلاع شورای اسلامی کار... نسبت به فسخ قرارداد اقدام کند."

اینچنین نقش نهادهای کارگری که در تمامی قوانین حقوقی مترقی دنیا به عنوان مرجع رسیدگی‌کننده به دلایل کارفرما برای اخراج کارگر شناخته می‌شوند، هیچ انگاشته شده و دولت نقش نهادهای کارگری را تنها "اطلاع" از اخراج کارگر ذکر کرده است. حال این اطلاع چه اهمیتی دارد، سؤالی است که قطعا بی پاسخ خواهد بود.

 

 - ويژه نامه روز جهاني كارگر كميته گزارشگران حقوق بشر را حتماً ببينيد.

 - ديدار جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد با كروبي 

;
نوشته شده توسط مهرداد رحیمی | موضوع: | لينک ثابت

ماهی سیاه کوچولو چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 14:47;

این چند خط را برای سه سالگی کمیته گزارشگران حقوق بشر نوشته ام...

 

 

سلام عزیزکم

حالا که این ها را برایت می نویسم، تو 3 سالت شده و من به اندازه همه دردهایمان، همه بی قراریها و دلتنگی هایمان خوشحالم، تو 3 سالت شده و من دارم فکر میکنم به روزهای سخت گذشته... به یارانی که خون جگر خوردند و شمع  یک سالگی و دو سالگی ات را فوت کرده اند و امروز دورند از ما..

اما خبر دارم که دل نگرانت هستند که مبادا حالا که داری راه رفتن یاد میگیری، یک وقت پایت را کج نگذاری.. جایشان توی دل ماست..

می دانی؟ اینجا کودکی هم مثل خیلی چیزهای دیگر معنا ندارد.. انگار همین دیروز بود، روزی که توی مدرسه سر صف، موقع قرآن خواندن، حسین که تازه با هم رفیق شده بودیم، یکهو غش کرد و افتاد جلوی پای من! پدرش بدهکار بود، پس شب ها باید تا دیروقت کنار خواهر و برادرهایش می نشست پای دار قالی و تمام کودکی و معصومیتش را به هم رج می زد تا فرش زیر پای مردم از دار در بیاید. و پدرش بگذارد که او مدرسه بیاید.

عصر که از مدرسه برگشتم و به پدرم گفتم، سرش را بالا آورد و گفت: معلم کودکی اش که اسمش صمد بوده، روزی به آن ها گفته بود : بچه ها این سرخی زیبای فرش که به هزار نقش درآمده، خون سرانگشتان شماست! این را که گفت، گریه اش گرفت... من هم.

همان روزها بود که ماهی سیاه کوچولو را داد که بخوانم و من با ولع تمام خواندمش، حسین دیگر مدرسه نمی آمد.. من هم فهمیدم که باید بروم دنبال رویاهایم.

ما کودکی نکردیم عزیز دلم. تا آمدیم سر بچرخانیم و دستمان به شاخه ی آرزوی کودکانه ای برسد، فهمیدیم که حسرت یعنی چه؟ نان به قیمت خون خوردن یعنی چه؟ بغض مادری که به زور جگرگوشه اش را از دستش گرفته اند یعنی چه؟ که کارتن خواب و معتاد و تن فروشی از سر نداری یعنی چه؟ که انفرادی و شکنجه و شلاق کف پا یعنی چه؟

همه این سال ها، میان های و هوی تمام نشدنی بازار مکاره سیاست و باران بی امان تگرگ و مرگ که حتی یک آن مجالمان نداد، دست هایمان را به هم گره زدیم و سینه سپر کردیم تا از مفهوم " انسان" دفاع کرده باشیم. بی پناه، بی سرپناه.

عزیزدلم حالا تو داری قد می کشی، وسط همین آوارگی های ما، توی همین کافه های دلتنگ شهر که جمعه ها غروب میزبانمان می شود تا ساعتی دلخوش کنیم به ضیافت سیگار و چای هزار تومانی ...

دلتنگ نشو، چشمهایت را به روی قهرمانان اسطوره های کاغذی و متولیان مبارزه و هزار امر مهم دیگر از راه دور! ببند...

چه کار داری به کاسبی این دریوزه گان بی مایه، بگذار باد به غبغب بیاندازند و در نایت کلاب های ینگه دنیا به نام آزادی و حقوق بشر؛ عرق مجانی بخورند... این بازی، بازی ما نیست عزیزکم!

تو به روی خودت نیاور...

بگذار شانه هایت تکیه گاه مادری باشد که در سوگ جوانش دلخون است.

بگذار دستهایت بازوی پدر رنجوری را بگیرد که در معاش وامانده...

 بگذار حنجره ات همساز شود با فریاد شیرزنان سرزمینت که حق می خواهند...

بگذار نگاهت گره بخورد با نگاه برادرت که از پشت میله های پنجره کوچک زندان توی آسمان دنبال ماهی می گردد که قرار است یک شب بیاید و او را بیرون بیاورد!

مبادا قلب کوچکت در سینه جز برای آزادی و برابری انسانها بتپد.

یادت نرود که ما هنوز عقب رویاهایمان می گردیم!

 

- ویژه نامه سومین سالگرد کمیته گزارشگران حقوق بشر

- زنگ خطر برای حکومت‌های سرکوبگر را كه دوست و برادر هم انديشم حميد رضا خادم نوشته‌است را حتماً بخوانيد.

 

;
نوشته شده توسط مهرداد رحیمی | موضوع: | لينک ثابت |

شنبه بیست و سوم آذر 1387 13:10;

به بهانه 10 دسامبر، سالروز تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر چهارشنبه بیستم آذر 1387 17:9;

حق بر آزادی و امنیت و مفهومی به نام "بازداشت خودسرانه"

حق بر آزادی به معنای عام آن یعنی توانایی به کارگیری استعدادها و توانایی‌های طبیعی به طور آزادانه، بدون خدشه‌دار کردن آزادی و حقوق دیگران و در معنای خاص یا همان حق بر آزادی شخصی یعنی حق بر آزادی جسمانی افراد به معنای مورد دستگیری و یا در بازداشت و حبس قرار نگرفتن، و حق بر امنیت به معنای حصول اطمینان خاطر نسبت به حفظ جان، حیثیت، حقوق مادی و معنوی، جزئی از حقوق بنیادین بشری را تشکیل می‌دهد که آمیخته با جوهره مشترک کرامت انسانی است.

این حقوق بنیادین توسط اسناد حقوق بشری جهانی و منطقه‌ای مورد حمایت قرار گرفته است. اما مانند حق بر آزادی عقیده و بیان، اجتماعات، حق بر ترک یا ورود به کشور و... همواره در گوشه و کنار کشورهای جهان مورد تعدی و تجاوز قرار می‌گیرد.

افراد اغلب به دلیل عدم برخورداری از تضمینات ضروری برای یک محاکمه عادلانه مانند سیستم قضایی مستقل و یا دسترسی به وکیل، بدون هیچگونه اخطار قبلی و یا اتهامی، برای ماه‌ها و یا سال‌ها و یا حتی به مدت نامشخصی دستگیر و یا بازداشت گردیده و در شرایط وخیم روحی و روانی نگاه داشته می‌شوند.

در برخی شرایط بازداشت افراد به عنوان ابزاری مشروع برای حمایت و کنترل جامعه توجیه می‌گردد، اما بازداشت یک فرد او را کاملا تحت اختیار و کنترل دولت و در موقعیتی آسیب پذیر قرار می‌دهد.

در اینجا باید اذعان نمود که هر بازداشتی، به خودی خود نمی‌تواند منجر به نقض حق بر آزادی و امنیت افراد گردد، بلکه حتی در مواقعی، بازداشت در راستای حمایت از چنین حقوقی اعمال می‌گردد. بدون تردید آنچه که حق بر آزادی و امنیت افراد را مورد تهدید قرار می‌دهد، بازداشت خودسرانه است. رفتار تجاوزگرانه در سطح بین‌المللی که منجر به تهدید صلح و امنیت بین‌المللی می‌شود، و وجود نظام‌های سیاسی اقتدارگرا که حقوق بنیادین افراد را زیرپا می‌گذارند، در جلب توجه جامعه جهانی به ممنوعیت بازداشت خودسرانه نقش مؤثری ایفا کرده است. به عبارت ساده تر امروزه اندیشمندان حقوق بین‌الملل به این باور رسیده‌اند که حفظ صلح و امنیت بین‌المللی بدون مهار نظام‌های سرکوبگر امکان پذیر نیست. زیرا نقض حقوق بشر عامل اصلی بروز بحران های اجتماعی است. اسناد حقوق بشری با حمایت از حق بر آزادی و امنیت افراد، هرگونه بازداشت خودسرانه و غیرقانونی را ممنوع می‌سازد و فهرستی از اقدامات حمایتی را در جهت تضمین رهایی از بازداشت خودسرانه و غیرقانونی ارائه نموده است که دامنه این اقدامات حمایتی از مقررات لازم‌الاجرای معاهداتی تا حداقل اصول راهنما که هیچگونه بار تعهدی را بر عهده دولت‌ها قرار نمی‌دهد، اما منجر به شناسایی استانداردهای بین‌المللی می‌گردد، گسترش می‌یابد.

مفهوم بازداشت خودسرانه

اصطلاح "بازداشت خودسرانه" از دو جزء "بازداشت" و "خودسرانه" تشکیل شده است.

کمیته حقوق بشر در گزارش خود به کمیسیون در ارتباط با مسأله محرومیت از آزادی افراد، به جز مواردی که نتیجه حکم نهایی یک دادگاه در رسیدگی کیفری، کلمه بازداشت را چنین توصیف می‌نماید: "بازداشت، خواه به دنبال دستگیری و یا غیر آن به عملی گفته می‌شود که یک شخص را در یک مکان معین، تحت محدودیت‌هایی، که وی را از زندگی با خانواده‌اش یا انجام مشاغل عادی و فعالیت‌های اجتماعیش محروم می‌سازد، محبوس کرد."

گروه کاری بازداشت خودسرانه نیز تدابیر مربوط به تحت نظر قرار دادن محل اقامت و بازآموزی اجباری فرد را به ترتیبی که مانع رفت و آمد آزاد او باشد، به منزله بازداشت بر شمرده است.

در اسناد بین‌المللی به این سؤال که چه زمانی بازداشت خودسرانه خواهد بود به درستی پاسخ داده نشده است. اعلامیه حقوق بشر در ماده 9 خود بدین اکتفا کرده است که "هیچ کس نباید خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید شود" میثاق بین‌المللی مربوط به حقوق مدنی و سیاسی نیز در بند 1 ماده 9 خود توصیف بیشتری از بازداشت خودسرانه ارائه نکرده است. بدین معنا که "هرکس حق آزادی و امنیت شخصی دارد. هیچ کس را نمی توان خودسرانه دستگیر و یا بازداشت کرد. از هیچ کس نمی‌توان سلب آزادی کرد، مگر به جهات و براساس آیین دادرسی مقرر به حکم قانون."

در تفسیر کلمه "خودسرانه" این سؤال مطرح می‌شود که در برخورد با این مفهوم، آیا آن را باید بر اساس قانونی بودن ارزیابی کرد یا براساس چیزی فراتر از قوانین داخلی، یعنی استانداردهای بین‌المللی؟

کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد در بررسی حق هر شخص در رهایی از دستگیری، بازداشت و تبعید خودسرانه به این نتیجه رسیده که کلمه "خودسرانه" با کلمه "غیرقانونی" مترادف نیست. و به نظر می‌رسد درحالی که یک دستگیری و یا بازداشت غیرقانونی، تقریبا همیشه خودسرانه است، یک دستگیری یا بازداشت بر طبق قانون نیز ممکن است خودسرانه باشد.

بنابراین کمیته از کلمه خودسرانه تعریف ذیل را ارائه می‌دهد: "دستگیری یا بازداشت در صورتی خودسرانه است که:

الف- به جهات و بر طبق آیین دادرسی بر خلاف قانون باشد.

ب- بر اساس مفاد قانونی باشد که هدف آن بر خلاف حق بر آزادی و امنیت اشخاص است.

بنابراین با توجه به مطالب فوق می‌توان به این نتیجه دست یافت که مطابقت بازداشت تنها با قوانین داخلی یک تفسیر مضیق از بند 4 ماده 9 میثاق است و چنین تفسیر مضیقی که تضعیف کننده حقوق بشر مندرج در میثاق است، صحیح به نظر نمی‌رسد. زیرا هر دولتی می‌تواند با تصویب قوانین برخلاف مقررات میثاق، حقوق مندرج در آن را نقض کند که این برخلاف موضوع و هدف آن می‌باشد.

کوتاه سخن آنکه "قانونی بودن" مندرج در بند 4 ماده 9 میثاق به معنای "قانونی بودن" بر اساس مقررات میثاق است نه مقررات قانون داخلی و در این معنا کلمه "قانونی" به معنای "خودسرانه نبودن" می‌باشد و بالعکس.

 

ـ ويژه‌نامه كميته گزارشگران حقوق بشر، به مناسبت ۱۰ دسامبر را اينجا ببينيد.

ـ رفيق خوبم، سعيد حبيبي به خانه جديد نقل مكان كرده و بعد از مدت‌ها، دوباره اينجا مي‌نويسد. ‌به رغم  اختلاف فكري با سعيد عزيز، به صداقت و شرافتش ايمان دارم، گوهري كه در آشفته بازار سياست‌ورزي امروز ايران ناياب است.

 

;
نوشته شده توسط مهرداد رحیمی | موضوع: | لينک ثابت |

به بهانه روز جهاني كودك چهارشنبه هفدهم مهر 1387 14:28;

نقض سيستماتيك حقوق كودكان در ايران

پرداختن به مقوله حقوق كودكان، عنوان يكي از بنيادي‌ترين مباني حقوق بشر و لزوم حمايت از قانون بعنوان يكي از آسيب‌پذيرترين گروه‌هاي اجتماعي، واجد اهميت فراواني است كه متأسفانه آنچنان كه بايد، از سوي فعالين حقوق بشر مورد توجه قرار نمي‌گيرد. گويي عناوين و جنبه‌هاي دهان پُر‌كُن‌تري هميشه وجود دارد كه بيشتر به مذاق خوش مي‌آيد، غافل از اينكه بي‌توجهي به حقوق اين قشر عظيم و آسيب‌پذير، مي‌تواند صدمات جبران‌ناپذيري را به جامعه و آينده كشور وارد نمايد.

رعايت و احترام به حقوق كودكان، وظيفه و مسئوليتي بسيار مهم و خطير است كه بر عهده دولت‌ها و نهادهاي قانون‌گذاري و اجرايي كشورها نهاده شده است. بطوري كه 13 ماده از 54 ماده كنوانسيون حقوق كودك، بصورت مستقيم، به وظايف و مسئوليت‌هاي دولت‌ها در قبال كودكان پرداخته است. دولت جمهوري اسلامي ايران، در تاريخ 14 مهرماه سال 1370، پيمان جهاني حقوق كودك را امضاء كرد و در اسفندماه سال 1372، به موجب ماده واحده‌اي كه به تصويب شوراي اسلامي رسيد، به كنوانسيون حقوق كودك ملحق گرديد. الحاق مذكور، مشروط بر آن است كه مفاد كنوانسيون، در هر مورد و هر زمان كه در تعارض با قوانين داخلي و موازين اسلامي باشد، يا قرار بگيرد، از طرف جمهوري اسلامي ايران لازم الرعايه نباشد. در همين راستا، شوراي نگهبان در نامه شماره 60/57 خود در تاريخ 4/11/1372، موارد خلاف شرع را به شرح ذيل به مجلس اعلام نمود:

-        بند 1 ماده 12

-        بند 1 و 2 ماده 13

-        بند 1 و 3 ماده 14

-        بند 2 ماده 15

هر چند اين اقدام، يعني امضاء كنوانسيون، مي‌توانست گام مهمي در جهت احقاق و تضمين حقوق كودكان تلقي گردد اما، پذيرش مشروط اين كنوانسيون توسط دولت جمهوري اسلامي ايران و گنجاندن و افزودن تبصره‌هايي به مواد آن، از جمله تعريف كودك، عدم تبعيض بين كودكان، رعايت منافع كودك، حق كسب هويت، حق زيستن با والدين، حق ورود يا ترك كشور به منظور پيوستن به والدين، ممنوعيت رفتار خشن با كودكان، حقوق كودكان پناهنده، كمك به كودكان معلول، حق برخورداري از بالاترين استاندارد و زندگي مناسب، حق آموزش و تحصيل... عملاً اجراي كنوانسيون حقوق كودك در ايران را با مشكل مواجه كرده و موجبات نقض پياپي حقوق كودكان و توجيه كاستي‌هاي قانوني موجود براي حمايت از حقوق كودكان را فراهم آورده است.

همچنين طبق ماده 4 كنوانسيون حقوق كودك (كشورهاي طرف كنوانسيون، بايد اقدامات اجرايي و قانوني لازم را جهت تحقق حقوق شناخته شده در اين كنوانسيون، معمول دارند.) اما شاهديم كه دولت جمهوري اسلامي ايران، حتي در اين زمينه، به مواردي از قبيل گنجاندن پيمان‌نامه حقوق كودك در قوانين اساسي، تعيين هيئت‌هاي نظارت و اجراي كنوانسيون در استان‌ها و شهرستان‌ها هيچ اقدامي انجام نداده است. هر چند گستره‌ي نقض حقوق كودكان در ايران بسيار وسيع‌تر از موارد صرفاً حقوقي است اما، به نظر مي‌رسد كمبودهاي قانوني موجود براي حمايت از حقوق كودكان و خشونت‌هاي قانوني و سيستماتيك، زمينه ساز افزايش نقض حقوق كودكان از جنبه‌هاي گوناگون مي‌شود. بر اين مبنا، پرداختن به ضعف‌ها و نارسايي‌هاي قوانين داخلي و تعارضات آن با مفاد كنوانسيون حقوق كودك، ضروري است.

 

ادامه‌ي مطلب را بخوانيد... 

 

* اين مقاله در سايتهاي ادوارنيوز، پايگاه خبري دانشجويان دانشگاه آزاد و كميته گزارشگران حقوق بشر منتشر شده‌است.

  

;
ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط مهرداد رحیمی | موضوع: | لينک ثابت |

ربّنا... سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 3:15;
یــــار نزدیکتـــر از من بـه من است

وین عجب بین که من از خود دورم!

 

ربّنا...

 

;
نوشته شده توسط مهرداد رحیمی | موضوع: | لينک ثابت |

امان از شهر بی شاعر! جمعه یکم شهریور 1387 4:38;

image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

در روح و جان من٬

میمانی ای وطن

به زیر پا فتد آن دلی٬

که بهر تو نلرزد!

 

شرح این عاشقی٬

ننشیند در سخن

که بهر عشق والای تو

همه جهان نیرزد!

 

ای ایران ایران

دور از دامان پاکت دست دگران

بد گهران

ای عشق سوزان

ای شیرین ترین رویای من

تو بمان

در دل و جان!

 

ای ایران ایران

گلزار سبزت دور از تاراج خزان

جور زمان

ای مهر رخشان

ای روشنگر دنیای من به جهان

تو بمان...

 

 

حالا که اینها را می‌نویسم، شاعر هزاران فرسخ دورتر از سرزمین مادری چشمش را بر دنیا بسته!

مرگی تلخ!

آری...

وقتی نمود بودن یک انسان... یک شاعر... در سرزمین مادری مسخ می‌شود و واژه‌هایش محبوس٬ تقدیر نامرادی می‌کند و مزارش را در خاک بیگانه قرار می‌دهد!

همه این سالها عادت کرده‌بودم به شنیدن صدای صمیمی و دلنشینش از رادیو که مهربانانه برایمان شعر می‌خواند و خاطره می‌گفت!

پیچ رادیو را باز می‌کنم... صدایی که باید "او" باشد و نیست می‌گوید:

خانمها... آقایان!

تورج نگهبان هم جاودانه شد!

شب همگی خوش!

 

;
نوشته شده توسط مهرداد رحیمی | موضوع: | لينک ثابت |

از فردا بترس آقا! شنبه نوزدهم مرداد 1387 0:26;

 

ناز شستت آقای قاضی!

فرزاد رو هم که بکشی دیگه خیال همه راحت میشه که دیگه ریشه هر چی تروریست و قاچاقچی و محارب و برانداز و تجزیه طلب و عامل استکبار و اراذل و اوباش  رو از بیخ زدی!

خیلی هنر کردی به خدا!

یتیم کردن این دخترک معصوم از دست هر "کسی" بر نمی‌اومد...

یه "ناکسی" می‌خواست مثل تو!

اما...

تو که اینقدر زورت زیاده چرا از پس اون عبدالمالک تروریست و آدمکش که سربازای بدبخت این مملکتو سر میبره بر نمیای؟

چرا از پس "پژاکی" که آسایش و امنیت مردم رو گرفته و هر روز رو سرشون بمب می‌ریزه بر نمیای؟

دنبال جوابش نیستم آقای مقتدر!

دیگه کیه که ندونه این اُئلدرم بُئلدرم‌هات فقط واسه دانشجو و وبلاگ نویس و روزنومه‌چی و معلم و خبرنگار و کارگر و... اینهاست!

وگرنه شما که با امثال جناب آقای ریگی این حرفارو ندارین!

اون، سرباز وظیفه‌های بدبختو که تو بیابون پست میدن رو می‌گیره و می‌کشه٬ شما هم وبلاگ نویس یه لاقبا رو!

 

اما از فردا بترس آقا!

از روزی که تو وجود این شیر دختر بلوچ و هزاران هزار دختر و پسر پدر از دست داده گل کینه و نفرت شکوفه کنه از تخمی که تو کاشتی!

از روزی که تفنگ رو جای تصویر پدر تو دستاش بگیره!

 

بترس آقاجان... بترس!

  

;
نوشته شده توسط مهرداد رحیمی | موضوع: | لينک ثابت |

حجم قیرین نه در کجایی! سه شنبه یکم مرداد 1387 23:13;

براي رفقاي در بندم مهدي خدايي و سلمان سيما كه روزهاي سخت زندان را مي‌گذرانند... بي آنكه كسي از حال و روزشان خبري داشته باشد و قدمي براي رهايي شان بردارد!

گو اينكه كاري هم انگار از دست هيچكس ساخته نيست!

  

و به ياد شاملوي بزرگ... كه "درد مشتركمان" بود و ترانه هاي مانايش "نبرد افزارمان تا با تقدير پنجه در پنجه در افكنيم!"

 

به گمانم هنوز كسي به اين قدرت و ايجاز هولناكي سلول انفرادي را تصوير نكرده است!

 

 

 

حجم قيرين نه در كجايي

نا در كجايي و بي در زماني!

 

وآنگاه احساس سرانگشتان نياز كسي را جستن

در زمان و مكان

به مهرباني:

 

((_من هم اين جا هستم!))

 

پچپچه اي كه غلتاغلت تكرار مي شود

تا دوردست هاي لامكاني.

 

كشف سحابي مرموز هم داستاني

در تلنگر زود گذر شهابي انساني.

                                                                     

                                                                           احمد شاملو  ـ ۱مهر ۱۳۷۰

 

;
نوشته شده توسط مهرداد رحیمی | موضوع: | لينک ثابت |

مستيم و هوشيار شهيداي شهر! شنبه پانزدهم تیر 1387 23:23;

شب يعني آسمان سياه شده و سياه يعني ديگر چيزي پيدا نيست!

نه چنگال جلاد و نه سينه برادر!

و تو در آن ظلمت غليظ و سكوت مهوع مردمان خوب و ستم بر شهر آمدي سروقتمان!

آمدي تا دشنه حقد و كينه‌ات را كه سالها در مشت فشرده بودي در پيكر نحيفمان فرود آوري!

ظالمانه و بي امان!

اما تو ترسيده بودي جلاد!

مي‌دانستي كه ديگر خسته شده‌ايم... از تكرار اين شب و روزهاي بي‌تپش و بي ترانه... از بند

و
زنجير و تازيانه... از نان به قيمت خون خوردن و برادر شهيد به خاك سپردن...

از مسخ مفهوم انسان!


آري تو ترسيده بودي... تو مي‌دانستي كه: "من بينوا بندگكي سر براه نبودم

و راه بهشت مينوي من

بزرع طوع خاكساري و بندگي نبود!"


مي‌دانستي كه اگر قفل گلو باز شود و فرياد در بند مانده‌مان بوي رهايي بشنود رسوايت

مي‌كند و خوابت را آشفته تر!

پس دست به كار شدي... تا بزني و بكشي و بدراني!




خون شتك زده بر انگشتان نامردمان ستم سالار از ما بود.. كه پيش از طلوع قمه و قداره جلاد

بر سر و سينه مان نشست و استخوانهايمان در زير مشت و لگد و چماق بارانت خرد شد!



و تو اي برادرم... عزتم در آستانه آرزوهايت پيش از آنكه عاشق شوي بيست و دو ساله در

خون نشستي و جاودانه شدي!





ما مانديم و يك پيراهن خونين و گله‌اي كه مظلوميت سرخمان را از ياد برده بود!

ما مانديم و شكنجه و ظلمت خيس زندان و پيكر مثله شده اكبر!

ما مانديم و هجوم نيرومندترين نا اميدي‌ها!




تو فاتح شده بودي جلاد... وسردارت در بيدادگاه گلباران مي‌شد و فاتحانه مي‌خنديد!

خوش باش!

بزن... بشكن... قهقهه اي بالا بياور!

اما اين را يادت باشد كه خون اين زخم از ذره ذره جانمان بر لحظه لحظه بودنمان مي‌چكد!

ارتفاع رنج پدران و مادران داغ ديده قامت حقير تو نيست كه به چشم نيايد!

گمانم اين بار هم كور خوانده‌اي!

خوب گوش كن... صدايي از اعماق اوين مؤمنانه در خروش است:



زنده ام هنوز!

خسته و درد آجين!

ايستاده ام در برابر تمام تو

"نه" اي بر پيشاني توام... اي دژخيم... اي جلاد!





يار دبستاني من!



;
نوشته شده توسط مهرداد رحیمی | موضوع: | لينک ثابت |


 
Copyright © 2006 - Site bus: مهرداد رحیمی & Designer: medsh